موشها

موشها بی آنکه بوی پنیر را حس کنند 

بی امان به سمت تله هایی وجودی مغز من هجوم می برند.

/ 23 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

سلام . وبلاگ عالي داري . ميخوام باهات تبادل لينك كنم . اگه موافقي مرا با نام انديشه روز لينك كن و به من خبر بده تا لينكت كنم.

مهدي

سلام . وبلاگ عالي داري . ميخوام باهات تبادل لينك كنم . اگه موافقي مرا با نام انديشه روز لينك كن و به من خبر بده تا لينكت كنم.

-

wow اینجا میره تو لیست معدود جاهایی که بهشون هرازگاهی سر میزنم!

حقیقت داستان و افسانه

[گل]

مرسده

سلام نوشته هاتو دووست دارم [گل][پلک][گل]

فرگل

با مجموعه داستان کوتاه در خدمتم داستان ها از خودم است

فرگل

با مجموعه داستان های کوتاه از خودم در خدمتم

فرشاد

به روزم با من چه میدانم......... به خندیدن برای تلخی هایم دعوتید منتظر نظرتون می شینم

پرستو

موش ها تنها به مغز شم حمله نکردن هر راه حلی بود به منم بگو.[گل]

آیلین

ديوان چهل‌تكه ********** حيرانم از زهد تو شاعر! اين‌جا چه ميكني؟! آلوده مي‌شوي به يكرنگي عشق خودت را نچسبان به دل تمام ديوان چهل‌تكه‌ات پرپر مي‌شود همچو دلي كه نديدي! و آن‌وقت بايد "دل"، و تنها دل تو را وصله‌پينه كند باز هم دل! براي كه مي‌سرايي؟! پشت وصله پينه‌هايت فرش كرده‌اي دستاني را كه بيضاء‌ نيستند و لميده‌اي بر واليوم والا و در فكر تنديس كبوتري هستي كه آب را هم از آخور مي‌خورد هم از توبره. از "چه" مي‌سرايي؟! خودت را نچسبان به دل! حالا نه؟ پس كي؟ آسمان پر از پرهاي پاره پاره دلِ فردا، دارِ امروز است. براي كه؟ كجا؟ چرا؟ چه؟ براي كي؟ براي كدام مبادا مي‌‌‌سرايي؟ وقتي در شاملو چيزي بود كه در كاليگولا نبود وقتي در كاليگولا چيزي بود كه در شاملو بود! كجايي شاعر؟ ..................................... (مهيار نيلگون) 22 دي 1390